برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
81
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
5 . منطقه تحت ژونبيل ( در افغانستان امروزى ) ، كه برادرش در كابل مستقر بود ( در حدود سال 50 ه / 670 م ) ( طبرى ، تاريخ 1 ، ص 2706 ) . پادشاه شومان ( سال 91 ه / 710 م ) ( ختل ) ( طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1227 ) . 6 . غزنويان شهرهاى مختلفى در خراسان را واگذار كردند ( سال 01 - 400 ه / 11 - 1010 م هرات و طوس ) ، كه مىبايستى بهعنوان مواجب ( رجوع كنيد به : ابن اثير ، الكامل ، ج 9 ، ص 159 : سال 30 - 429 ه / 39 - 1038 م ) فرماندهان لايق Gard . 74 ) ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 75 ) تلقى گردد ، كه همگى عنوان « صاحب » داشتند . اينان حكام فوقالعاده مستقلى نيز بودند و قدرت آن را داشتند كه حتى سر به شورش بردارند ( سال 424 ه / 1033 م در ساوه : ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 148 ) ؛ همچنين رؤساى « كرد » گهگاه اين موقعيت اجتماعى را ( در سال 30 - 429 ه / 39 - 1038 م در قرميسين [ قرمسين - كرمانشاه ] ابن اثير ، الكامل ، ج 9 ص 160 ) دارا بودند . سيستان سال 372 ه / 982 م حاكمنشين رخج ( همچنين رخوذ ) - باليس ( در بلوچستان ، جنوب كويته ؛ مقر امير كوشك ) ( حدود العالم ، ص 111 ، 497 ) . قرن چهارم هجرى قمرى / دهم ميلادى : حكومت صفاريان ( اخلاف سلسله معروف ) بهصورت محلى در سيستان برقرار بوده اينان به سامانيان خراج مىپرداختند و خط به نام آنها مىخواندند . ( Mez 15 ) حتى با شمارش تمام اين حكومتهاى كوچك مستقل گوناگون ، تصويرى از تقسيمبندى اجزاء ايران بدست نمىآيد : بايد دانست كه بههيچوجه ضرورى نبود كه هريك از ولايات همواره حاكم و يا عاملى از خود داشته باشد . به دلايل سياسى ، تاكتيكى ، و بيشتر از همه سوقالجيشى ، و گاه نيز شايد اقتصادى اغلب چندين ولايت ، متحد شده و در اختيار تنها يك نفر قرار مىگرفت . در اينجا قصد آن نيست كه فهرست كاملى از اقدامات ادارى مربوط ارائه گردد ، بلكه فقط تعدادى نمونههاى مشخص عنوان